به خاطر خودم زندگى مى كنم
ابتدا پاى عشق به ميان مى آيد سپس مسئله ازدواج مطرح مى شود و مسلماً بعد از مدتى بچه ها يكى پس از ديگرى مى آيند. اما چه اتفاقى مى افتد اگر زندگى شما با زندگي ساير مردم مطابقت نداشته باشد؟
هميشه خدا آدم وقت شناسى بوده ام. كارهايم را روى جدول منظم و از پيش تعيين شده اى انجام مى دادم. توانستم در عرض 3سال تحصيلات دبيرستانى ام را به پايان برسانم، در چهار سال تحصيلات دانشگاهى را تمام كردم، يك ماه بعد از پايان دانشگاه توانستم شغل مناسبى پيدا كنم. 3 سال بعد عاشق شدم و در 25 سالگى ازدواج كردم.
اما با يك چنين سير يكنواخت و منطقى، براى تمام افرادى كه من را مى شناختند جاى تعجب بود كه چطور بعد از گذشت هفت سال، من هنوز به مرحله بعدى زندگى كه مرحله مادر شدن بود، وارد نشده ام.
ادامه مطلب...
+
نوشته شده در یکشنبه 24 مهر1384ساعت توسط کدبانو
|

